The Black Hole
می 1, 2010 | Etc

کارمندی درانتهای ساعات کاری بصورت اتفاقی به چاله ای سیاه ، روی کاغذی سفید برمی خورد که توسط دستگاه زیراکس بوجود آمده و …
چند وقت پیش این فیلم کوتاه همراه چند فیلم دیگر به دستم رسید . همیشه خلاصه گویی و ابهام درهرقالب هنری برایم خوشایند بوده . یک پکیج از معانی گوناگون که باعث تولید تصویرها وتصورهای متفاوتی درحول وحوش ذهنم می شود .
بعد از سه دقیقه هجومی از مفاهیم ما رااحاطه می کند . حرص و طمع در معنایی عام ، تصور انگاشتن آزو نهادینه بودن آن ، اینکه ما به سراغ آن می رویم یا حرص بسوی ما قدم برمی دارد ، اینکه با یک رویا روبروایم یا در دنیای حقیقی می توان رویایی یافت و در لایه های واقعی زندگی رویاهایی نهفته است ، درگیری با ابعاد این سیاه چاله و رمزآلود بودن اندازه و وسعت آن . همه ی اینها بخشی از ساعات و دنیاهای نهفته در این فیلم کوتاه می تواند باشد . به نظر من این فیلم فراتر ازارائه ی یک حس سیری ناپذیر انسانی ( حرص و آز) به درگیری پایان ناپذیر انسان اشاره می کند . درگیری با سیاه چاله هایی که می تواند خلاف آنچه که باید باشند بر انسان آوار می شوند و اجباری می شوند درشکل گیری زیستنی پر از تشویش و نادانی . سیاه چاله هایی که الزاما می توانند سیاه نباشند و سپید چاله هایی باشند در آنچه سیاهی می انگاریم شان .

