هراس

ژانویه 23, 2012 | Gallery

.

پنجره خیلی دوست دارم . کاش یک خانه داشته باشم همه اش پنجره باشد . لا اقل این پنجره خیلی بهتر از در است . شاید از این است که از وارد شدن هراس دارم . شاید این که نگاه کردن را بهتر می دانم . در که باشد هی مجبوری بازش کنی روی هر کسی . بعد می فهمند چقدر همه چیزت گره خورده به کوچه های پر پیچ و خم بیست سالگی ات . اینکه وقتی اسم نامه و نامه نوشتن می آید حالت خراب است ، و اینکه چقدر سردرگم می شوی  وقتی باران می آید . . .

پنجره که باشد  خیال ام راحت است .side effect viagra side effect of viagra natural viagra alternative to viagra alternatives to viagra natural alternatives to viagra natural alternative to viagra herbal viagra erectile function این که دل ام همین جا می ماند آرام . همین جا کنار کتاب شعر و یک فنجان چای که مدام سرد می شود .

Tags:

Comments 19

 

  1. صابر وکیلی راد می‌گه:

    کاش برای نامه ها مقصدی باشد
    و کاش هیچ پنجره ای هیچگاه پرده ای نداشته باشد
    تا هوا خودش را آزاد به ریه های خسته ی من برساند
    تا بتوانم زنده بمانم و باز هم در سکوت به تو فکر کنم…
    ____________
    پاسخ : مرسی دوست عزیز.

  2. شادی آفرین می‌گه:

    استعاره!
    همه چیزت وقتی می شود استعاره! از بیست سالگی تا سردرگمی در باران …
    چه فرقی می کند حالا عکس بگویی … یا شعر بگیری!
    ____________
    پاسخ : مرسی شادی عزیز.

  3. امید سریری می‌گه:

    آفرین
    ____________
    پاسخ : قربان ات

  4. حمید سبحانی می‌گه:

    عالی. هراس …
    ____________
    پاسخ : مرسی

  5. طیبه تیموری می‌گه:

    تقاطع…
    ____________
    پاسخ : ممنون

  6. نغمه آریایی می‌گه:

    بسیار زیباست مرسی
    ____________
    پاسخ : مرسی نغمه عزیز.

  7. آرزو قاسمی می‌گه:

    خیلی دوسش دارم
    مرسی
    ____________
    پاسخ : مرسی آرزو جان.

  8. کسری کاکایی می‌گه:

    درود برشما
    زیباست…
    ____________
    پاسخ : ممنون جناب کاکایی.

  9. رحیم افشاری می‌گه:

    درود بر شما

    یک نگاه لطیف و دید عمقی و درک عمیق تونست یک بسیار رئال و رویایی با چنین هندسه‌ی منظم رو خلق کنه …

    همیشه با خودم میگم کارهای شما یه چاپ بزرگ میخواد بزنی رو دیوار بشینی نگاش کنی
    متن هم خیلی شیرین بود …
    ( چشامو تنگ کردم، انگار با حالت تفکر …
    متن رو خوب به ذهنم سپردم و به عکس نگاه می‌کردم ؛
    و فکر می‌کردم به مفهوم کلمات
    که شاید برای خودم هم تجربه‌ای بوده از نامه‌هایی که هیچ وقت نوشته نشد اما توی خیالاتم همیشه پست میکردم )
    ____________
    پاسخ : همواره به من لطف داری. مرسی

  10. اين عكس را دوست دارم از بهترين كارهايتان است مرسي ساسان
    ____________
    پاسخ : مرسی مهدی جان.

  11. سوسن می‌گه:

    من اما درها را بیشتر دوست دارم!… خسته اند از بس که به روی آدمهایی که رفتتند باز شدنند…
    ____________
    پاسخ : مرسی برای تعبیر دیگرتان . . . . مرسی

  12. شیوا خادمی می‌گه:

    خیلی دوسش دارم.
    ____________
    پاسخ : مرسی که آمدی شیوای خوبم.

  13. میثم امانی می‌گه:

    ای باران دیده ام
    وقتی بیایی
    با هزاران ستاره
    پنجره های کوچک خانه مان را برایت چراغانی می کنم
    .
    سپاسگذارم
    ____________
    پاسخ : مرسی میثم جان.

  14. سلام و درود
    دو عکس آخرت معرکه بود آقا….
    جدال ایستایی وحرکت…
    پایدار باشید.
    ____________
    پاسخ : نوشته ی شما کلی شارژم کرد . . . . مرسی

  15. شهری پر از خط‌کشی…
    ____________
    پاسخ : مرسی

  16. مرسی ساسان عزیز
    زیباست
    ____________
    پاسخ : سپاس

  17. صادق صنعتي می‌گه:

    چاييت رو عشق است…….مر30
    ____________
    پاسخ : سپـــــــاس

  18. ب-سین می‌گه:

    توی این دنیای بی سیم این سیم ها کم کم دارن نوستالژیک می شن.
    ____________
    پاسخ : مرسی

  19. نگاه همیشگیتان در عکس کاملا خودنمایی میکند…
    ____________
    پاسخ : مرسی از حضور همیشه تان.