او
اکتبر 30, 2011 | Gallery
.
یک او ، تمام صبح های یک دشت ، با دلی در دست ، ایستاده و نگاه می کند ، تا یک اوی دیگر بیاید ، عبور کند ، نگاهی را ببرد با خود .
یک او اینجا منتظر است .
Comments 22
اکتبر 30, 2011 | Gallery
.
یک او ، تمام صبح های یک دشت ، با دلی در دست ، ایستاده و نگاه می کند ، تا یک اوی دیگر بیاید ، عبور کند ، نگاهی را ببرد با خود .
یک او اینجا منتظر است .
درود بر اين افقهاي ناپيداي عكسهايت كه رمزگان حقيقتي ژرف – و هولناك – اند.
يكي از بهترين كارهايت.
____________
پاسخ : تمام بی نهایت جاده های مه گرفته ، به یادتان بودم .
سپاس برای همراهی همیشه تان . همواره بودن تان شوق ماندن را بیشتر و بیشتر می کند .
این لانگ شات رو بسیار دوس دارم؛ اینبار به همراه متن و عنوان به نظرم “عالی”.
قهرمان این عکس، انسان است. انسانی که وجود ندارد در عکس هایت…
____________
پاسخ : حق با توست . سعی من هم در اکثر عکسهایم بر همین بوده ، که اینجا به نظر شما من تا حدی موفق بوده ام در این امر . شاید اگر عبور و حضور این آدم ها نبود ، این همه خط و خطوط ، رنگ و سیاه و سفید و … برای من ارزش بصری خود را از دست می داد .
مرسی برای آمدن ات .
آنجا که ادبیات و عکاسی با یکدیگر هم-سو می شوند، اتفاق مبارکی می افتد.
خلاصه گوییِ عکس، با مضمونِ کلام که در خودِ عکس نیست، معجون جذابی را ساخته که بیننده را در خارج از صفحه (که عکس و کلام در آنجاست) نیز همراهی می کند.
____________
پاسخ : مرسی از دل گرمی که به من می بخشید .
مرسی از یادداشتهای آموزنده ای که برای من و دوستان ام به ارمغان می آورید .
امیدوارم این عکس ها و نوشته های جدایی که ارائه می دهم ، به همان معجون جذابی که گفتید نزدیک شوند ، که تلاش من هم در همین راستا بوده است .
چه عکس خوبی است این!
آفرین ساسان.
ا ِ ، راستی متن اش هم قشنگه!
دست مریزاد آقا.
خیلی، خیلی به دل ام نشست.
____________
پاسخ : فدای شما سید بزرگوار . خوشحال ام که تلاش ام مقبول افتاده .
من مطمئنم كه يك روز همه ي اين راهها به هم مي رسند
____________
پاسخ : شاید برای من . . . . و مطمئنا برای شما دوست عزیزم.
در این مه آلودگی
او عبور می کند…امتداد رد پایش در بینهایت به هم میرسند
و دیگری هیچ گاه نمی فهمد، پایانه های انتظار کجای زندگی اند…
بسیار زیباست، مرسی
____________
پاسخ : دیگری هیچ گاه نمی فهمد . . .
مرسی . . . . مرسی
آفرین
____________
پاسخ : قربان ات دوست همیشه ام .
اینطور عکسهاروخیلی دوست دارم.آفرین…..
____________
پاسخ : مرسی سعید عزیز.
چقدر جنس المان های مه گرفته و سرد و دور با هم تفاوت دارن.چقدر ا.و و او از هم دور ن.
چقدر فاصله ها زخم خورده است.
این نیزبگذرد.
مرسییییییییییییی. اقا .
____________
پاسخ : مرسی پروانه ی خوب.
هر عکس تو یک کارگاه عکس است.
امید امیدواری از شیراز
____________
پاسخ : نفرمایید آقا . تنها در حال آموختن هستم امید عزیز.
خیلی لذت بردم از تماشای عکس.همراهی نوشته با عکس خیال پردازی کار شما رو بسیار بالا برده و چه قدر خوب توی این عکس نشسته و همراه شده.ممنون ام.
____________
پاسخ : من هم از شما ممنون ام برای حضورتان.
این عکس اشک من را در آورد …………..
____________
پاسخ : مرسی برای احساس زیبایت شیوا جــان.
بی نهایت …
گستره ی نهایتت ستودنی ست.
____________
پاسخ : مرسی فیروزه ام
از من تا او ، ” او” گسترده است …
…
همیشه عکسهات حرفهایی برای گفتن دارند … حرفهایی ساده و نه چندان ساده
،
بالاخره یک روزی ، یک جایی این سبک_ کارهات کار_ خودش را می کند …
،
مرسی از اینهمه هیچ های سرشار خاص_ خودت …
____________
پاسخ : مرسی که همواره می بینی و می خوانی عکس هایم را .
مرسی که هیچ هایم را سرشار می بینی .
مرسی برای لطف همیشه ات شادی عزیز.
یکی از بهترین عکس هایی ست که از شما دیده ام….
بسیار عالیست….
مرسی
____________
پاسخ : مرسی جناب موزرم نیای عزیز.
هبچ وقت انتظار را تحمل نکرده ام
رفتن را به ماندن ترجیح داده ام
اما دوست دارم ساعت ها روزها شاید سالها اینجا بایستم ،به دوردست خیره شوم و انتظار بکشم تا “او” بیاید
____________
پاسخ : مرسی از بیان احساس ات محمد عزیز.
منتظر آن او هستم
____________
پاسخ : من هم . . . . همیشه
و هنر تو آن است که با هیچ، همه را میگویی……………
____________
پاسخ : لطف دارید خانم عزیز.
مثه یه فنجان چای بهم چسبید
درود بر شما
____________
پاسخ : مرسی جناب آقایی عزیز.
یک شاعرانگی لطیف، عمیق و آرام
بسیار دوست دارم این عکسو بسیار
…
____________
پاسخ : خوشحال ام پسندیده اید.
انتهاي خيال………………………………………………….زيباست
____________
پاسخ : مرسی صادق مهربان.
سلام ساسان جان اثر بسيار موفقي است دستت درد نكنه
____________
پاسخ : مرسی مهدی عزیز.