می ترسم
نوامبر 16, 2011 | Gallery
.
می ترسم از این که یک روز از خانه بیرون بیایم و تو دیگرنباشی . این که روزی همه جا ، یکی مثل آن دیوار بلند و طولانی بلوارجانباز بسازند و من مجبور باشم ، هی آدم های تنهای مسیر دیوارهای بلند را بشمارم . ازاین می ترسم که روزی بیاید که حتی یک عکس بی خودی هم پیدا نکنم توی آرشیو ، برای عکس پروفایل ام . می ترسم از این که هوا آن قدر سرد بشود که هواشناسی درجه حرارت پایین مان را بی سابقه بخواند . می ترسم از این که روزی تمام آهنگ های زندگی مان تکراری بشوند و آهنگی به داد حرارت پایین دل مان نرسد . می ترسم آن قدر تنها شویم که قوی ترین مرد جهان هم جلوی تنهایی مان کم بیاورد .
همه ی این ها را گفتم که بگویم می ترسم . این که خیلی از تنهایی می ترسم .
…
تو هم بترس !
Comments 23



سپاس
____________
پاسخ : ممنون ام
یکی از بهترین آثاری که در جشنواره ی بیرجند ، نگاه سبک ، ساده و عمیقش را به صنعتی شدن_شهرها و در کنارش تنهایی ی انسان در پی داشت
…
شاید هنوز آنقدر تنها نشده ایم که از نبودن هیچ چیز و هیچ کس نهراسیم
____________
پاسخ : مرسی شادی عزیز.
من هم خيلي از تنهايي ميترسيدم و الان اين ترس بيمار گونه به جانم افتاد…
____________
پاسخ : مرسی مهدی عزیز.
ممنونم
____________
پاسخ : من نیز
این عکس سرشار از حسی آشناست …
ممنون
____________
پاسخ : مرسی دوست من.
خیلی خوب است این عکس
عکسی پرمغز به فراخور آنچه مورد نظر این موضوع و جشنواره بوده است
و البته با نگاههای خاص خودت
____________
پاسخ : مرسی سید بزرگوار.
همه مان میترسیم…اما میدانم که تو نمی گذاری…
درود بر تو و عکس زیبایت…
____________
پاسخ : مرسی از خوبی ات.
درود بر شما
____________
پاسخ : مرسی دوستم.
می ترسم
برای اینکه خستگی بگیرم… شهر با دیوار یکسان شده باشد
عالی هستی عالی
____________
پاسخ : حس ات بی نظیر است . . . . مرسی از لطف ات.
آرزو می کنم هیچ وقت نترسی
و اگر روزی ترسیدی با ترسیدنت چون حسین پناهی بدانی که هستی
____________
پاسخ : کاش
سپاس جناب سبحانی.
خیلی از تنهایی می ترسم … خیلی
ممنونم، بی نهایت حس آشنایی در این عکس می بینم.
____________
پاسخ : مرسی شیوا جانم.
چه تلنگری شدی بر جان مخاطب ساسان!
____________
پاسخ : ممنون موسای مهربان.
بینطیره این عکس.ادیت شما..رنگهای خاکستری بی روح اطراف ونقطه مشکی که انسان عکستون هست .فاصله شما از مرد و بلوک های پایین کادر.یه جوری حس میکنم خودم اونجا ایستادم و به اون طرف خیابان نگاه میکنم .ممنونم.
____________
پاسخ : مرسی از خوانش خوبتان.
خیلی خوبه
مرسی
____________
پاسخ : مرسی آرزو جان.
من تنهاییم رو دوست دارم و ازش نمیترسم،اما همیشه از این میترسم که روزی از تنهاییم بترسم !
میترسم…
____________
پاسخ : ترس هایی که هر کدام مان را به نوعی رها نمی کند.
درود
____________
پاسخ : ممنون
درود. سرد وبی روح عالیست.
____________
پاسخ : مرسی
من از تنهایی لذت می برم.
____________
پاسخ : مرسی از بیان دیدگاه تان.
بسيار عاليست .
____________
پاسخ : سپاسگزارم.
سلام ساسان عزيز
ممنون
موفق باشي
____________
پاسخ : دلتنگ ات هستم . . . . مرسی
خیلیها میگویند تنهایی نعمت بزرگیست…
اما من هم از تنهایی میترسم… خوب ترس هم دارد! هر چیز با عظمت و بی پایانی ترس دارد… تنهایی هم که عظیم است… خیلی عظیم… آنقدر که اگر تمام عمرم را راه برویم پایانش را نمیبینیم…!
ممنون آقای فهیمی
____________
پاسخ : ممنون از تو که احساس ات را نوشتی .
عالی بود
چي بگم….مگه حرفي براي گفتن مونده….
____________
پاسخ : مرسی که آمدی صادق عزیز.
از هر چی بترسی بدون کم و کاست سرت میاد.
حتی اگه اونقدر زرنگ باشی که بتونی یه مدتی خودتو گول بزنی اما یه روزی میاد متاسفانه دور هم نیست و اون روز هر چی که ازش می ترسیدی سرت میاد. و این خیلی غم انگیزه!
شاید بگید این ها همش حرفه ولی باور کنید که حقیقته هرچند که تلخه.
ولی با این وجود نمیشه هم از چیزی نترسید گاهی بعضی چیزها در دل آدم ایجاد ترس میکنن مثل ترس از دست دادن.