می ترسم
نوامبر 16, 2011 | Gallery
.
می ترسم از این که یک روز از خانه بیرون بیایم و تو دیگرنباشی . این که روزی همه جا ، یکی مثل آن دیوار بلند و طولانی بلوارجانباز بسازند و من مجبور باشم ، هی آدم های تنهای مسیر دیوارهای بلند را بشمارم . ازاین می ترسم که روزی بیاید که حتی یک عکس بی خودی هم پیدا نکنم توی آرشیو ، برای عکس پروفایل ام . می ترسم از این که هوا آن قدر سرد بشود که هواشناسی درجه حرارت پایین مان را بی سابقه بخواند . می ترسم از این که روزی تمام آهنگ های زندگی مان تکراری بشوند و آهنگی به داد حرارت پایین دل مان نرسد . می ترسم آن قدر تنها شویم که قوی ترین مرد جهان هم جلوی تنهایی مان کم بیاورد .
همه ی این ها را گفتم که بگویم می ترسم . این که خیلی از تنهایی می ترسم .
…
تو هم بترس !
Comments 22



سپاس
____________
پاسخ : ممنون ام
یکی از بهترین آثاری که در جشنواره ی بیرجند ، نگاه سبک ، ساده و عمیقش را به صنعتی شدن_شهرها و در کنارش تنهایی ی انسان در پی داشت
…
شاید هنوز آنقدر تنها نشده ایم که از نبودن هیچ چیز و هیچ کس نهراسیم
____________
پاسخ : مرسی شادی عزیز.
من هم خيلي از تنهايي ميترسيدم و الان اين ترس بيمار گونه به جانم افتاد…
____________
پاسخ : مرسی مهدی عزیز.
ممنونم
____________
پاسخ : من نیز
این عکس سرشار از حسی آشناست …
ممنون
____________
پاسخ : مرسی دوست من.
خیلی خوب است این عکس
عکسی پرمغز به فراخور آنچه مورد نظر این موضوع و جشنواره بوده است
و البته با نگاههای خاص خودت
____________
پاسخ : مرسی سید بزرگوار.
همه مان میترسیم…اما میدانم که تو نمی گذاری…
درود بر تو و عکس زیبایت…
____________
پاسخ : مرسی از خوبی ات.
درود بر شما
____________
پاسخ : مرسی دوستم.
می ترسم
برای اینکه خستگی بگیرم… شهر با دیوار یکسان شده باشد
عالی هستی عالی
____________
پاسخ : حس ات بی نظیر است . . . . مرسی از لطف ات.
آرزو می کنم هیچ وقت نترسی
و اگر روزی ترسیدی با ترسیدنت چون حسین پناهی بدانی که هستی
____________
پاسخ : کاش
سپاس جناب سبحانی.
خیلی از تنهایی می ترسم … خیلی
ممنونم، بی نهایت حس آشنایی در این عکس می بینم.
____________
پاسخ : مرسی شیوا جانم.
چه تلنگری شدی بر جان مخاطب ساسان!
____________
پاسخ : ممنون موسای مهربان.
بینطیره این عکس.ادیت شما..رنگهای خاکستری بی روح اطراف ونقطه مشکی که انسان عکستون هست .فاصله شما از مرد و بلوک های پایین کادر.یه جوری حس میکنم خودم اونجا ایستادم و به اون طرف خیابان نگاه میکنم .ممنونم.
____________
پاسخ : مرسی از خوانش خوبتان.
خیلی خوبه
مرسی
____________
پاسخ : مرسی آرزو جان.
من تنهاییم رو دوست دارم و ازش نمیترسم،اما همیشه از این میترسم که روزی از تنهاییم بترسم !
میترسم…
____________
پاسخ : ترس هایی که هر کدام مان را به نوعی رها نمی کند.
درود
____________
پاسخ : ممنون
درود. سرد وبی روح عالیست.
____________
پاسخ : مرسی
من از تنهایی لذت می برم.
____________
پاسخ : مرسی از بیان دیدگاه تان.
بسيار عاليست .
____________
پاسخ : سپاسگزارم.
سلام ساسان عزيز
ممنون
موفق باشي
____________
پاسخ : دلتنگ ات هستم . . . . مرسی
خیلیها میگویند تنهایی نعمت بزرگیست…
اما من هم از تنهایی میترسم… خوب ترس هم دارد! هر چیز با عظمت و بی پایانی ترس دارد… تنهایی هم که عظیم است… خیلی عظیم… آنقدر که اگر تمام عمرم را راه برویم پایانش را نمیبینیم…!
ممنون آقای فهیمی
____________
پاسخ : ممنون از تو که احساس ات را نوشتی .
عالی بود
چي بگم….مگه حرفي براي گفتن مونده….
____________
پاسخ : مرسی که آمدی صادق عزیز.