چهارگوشه
سپتامبر 4, 2010 | Gallery
…. چهارگوشه هایی که همیشه برای خودمان ترسیم می کنیم .
اصلا فکرش را بکنید ؛ چقدر این چهارگوش نقش مهمی دارد در زندگی درون ما . البته من فکر می کنم برای آدمهای همه جای دنیا ، شاید این فرق بکند ، و اینوری ها که ما باشیم ، همیشه چهارگوش است .
دورتا دورش را خط می کشم تا کسی مزاحمم نشود . تا حرمت نگه دارند من را . نقاشی هایی می کشم توی چهارگوشه ام . صورت هایی که هر کدام شان مرا بیاد لحظه هایی می اندازند که خودم نبوده ام شاید . یاد آدم هایی که شبیه من بوده اند فقط . شاید هم تمام شان من باشم و این که فکر میکنم هستم ، یکی دیگر بوده . بهر حال می دانم تمام این ها باعث شدند که ناامیدی بیاید داخل چهارگوشه ام . البته چهارگوشه را بعد ِ اینکه ناامیدی هجوم آورد ، مجبور شدم ساختم اش . تا شاید بتوانم اینجا درمان کنم ، آن لحظه های از دست رفته را . همان لحظه هایی که از یک جایی توی زندگی ، پایشان را می کنند توی یک کفش و پر از حسرت می کنند هر سوراخ سمبه ای را که توی زندگیت گیر می آورند …. تا به اینجا برسی و هی نقاشی بکشی . آنقدر صورتک بکشی که پر شود حریم چهارگوشه ات از آدمهایی که دوست داشتی من باشند . جای این منی که الان هستی .
قرار بود از اول خالی باشد اینجا . قرار بود از اول خالی باشم . بکر …. فقط من باشم . همین که اینجا همیشه روبروی خودم می ایستم .
اصلا قرار بود یادم برود که می توانم چیزی هم بیاد بیاورم .
یک ….
دو ….
سه ….
چهار ….
همین
همین است برای تمام ما . برای تمام ســــال ها . برای تمام بودن ها و نبودن هایمان ….!
Comments 25



چهار گوشه …
اما براي من انحنايي بي گوش بود ،
تنها دايرهاي که با نواري قرمز رنگ در سرزمين گمراهي مرا در قلب خويش جاي داده تا بازهم به ما بفهماند قانون را اينگونه ميتوان شکست … !
حالا است که ميتواند فهميد بيمرزي را و اين نگاههايمان است که مرکز بيگوش يا باگوشي را ميسازند، و اين تنها توجيهي است براي پاک و مقدس نگهداشتن تنــهاييهايمان.
بسيار از متن زيبايتان لذت بردم و طبع لطيفتان مرا هم به وجد آورد تا شايد چند کلمه مغزم را به کار بياندازد …
____________
پاسخ : مرسی. خوشحال ام که توانسته ام شما را به نوشتن وادارم .
آقا ممنون.
____________
پاسخ : سپاسگزارم آقا سید بزرگوار.
سلام ساسان عزیز…..
و چگونه بیان نمایم نگاه زیبایت را که اینگونه خود هم در ساختنش نقش داشته ای و هم به نگاهی خاص در مورد این چهار گوشه رسیده ای …..
اما در مربع بالائی انسانی را شاهدیم که هر چند آزاد است ولی دستهای در جیبش حکایتها دارد….
انگار مرگ کمی آنطرف تر انتظارش را میکشد و شاید این بار قرعه به نام اوباشد…
نقاشی های کودکانه نقش بسته بر دیوار چه طعنه آمیز است…نوعی حیاط و زندگی در خیال….
بمانند همیشه زیبا و بی نقص….
____________
پاسخ : سپاس فراوان دوست جان.
راستي …
به تاريخ تولد نگاه کنيد ” 1268 ”
تاريخ فوقت : ” 42 ”
…. !
يعني با توجه به اينکه صده را ننوشتهاند هم چه جالب ميشه برداشت آزاد کرد که ” قبل از وفات فوت شده ”
اينم يه جور فضولي و گير دادن ديگه …
____________
پاسخ : حالا که گفتید برای من هم این نکته جالب بود. مرسی
نگاه عميقيست . ممنون
____________
پاسخ : سپاسگزارم جناب سلطان آبادیان.
بينظيره اين عكس آقاي فهيمي…
____________
پاسخ : این از لطف شماست. ممنون خانم طباطبایی عزیز.
در دیدن عکسهای تان، گاهی مجذوب نوشته ها می شوم و از طریق آن ها پل ارتباطم را با عکس پیدا می کنم اما در اینجا، عکس خود به هزار زبان سخن میگوید. از دیدنش سیر نمی شوم.
خیلی زیباست…
____________
پاسخ : همواره مرا با نوشته ها و حضور همیشگی تان شرمنده می کنید. ممنون ام
چهارگوشه های زندگی مان را گاهی سعی می کنیم با افکارمان صیقلش دهیم تا نوک تیز نباشد.. تا دیگران در برخورد با آن از ما نرنجند!!!
____________
پاسخ : ممنون از تفسیرتان.
ببخشید اون قدر درگیر متن شدم که فراموش کردم.. ممنون بابت عکس..
من زمانی بیشتر از عکس به متن هایم توجه می کردند.. طوری که تصمیم گرفتم متن هایم را در وبلاگ جداگانه ای بنویسم
____________
پاسخ : این از لطف شماست. ممنون
هر گوشه از زندگی را ترسیم میکنیم برای با خود بودن … فکر کردن به آنچه باید میبود ولی نیست.
به درو دیوار درونمان نگاه میکنیم و خانه ای میسازیم از خشت خشت لحظه های سفر کرده… و چهار چوبی میکشیم که در آن هستیم و زاویه هایش عمود بر شانه های تنهایی ماست.
عکس عمیقیست. لذت بردم.
____________
پاسخ : مثل همیشه لذت بردم از نوشته ی شما.
من این حرمت رو دوست دارم هرچند محدودیت می آفرینه
خوب بود
____________
پاسخ : مرسی از شما.
عجب عكسيه
____________
پاسخ : ممنون جناب آقایی.
چهار گوشه های جالب توجهی را در چهارگوشی بزرگتر به تصویر کشیده اید.. ممنون
____________
پاسخ : مرسی دوست عزیز از توجهت.
چه چهار دیواری خوبی دارید شما
من هم مشابه این رو دارم
بهترین جای دنیاست برای من
اولین جایی که صبح میرم داخلش و آخرین جایی که ازش خارج میشم
موفق باشید
____________
پاسخ : متشکرم
ایستادم میان چهار گوشه ای که در آن حبسم
خوش به حال او که چه زود از این حبس بیرون آمد
حاجیه خانم مختاری را می گویم
که دل در بند این دنیا نداشت
همه کارش برای آخرت بود
همه کارش برای خدا
بسم الله از دهانش نمی افتاد
نماز شبش به راه بود
خدا را دوست داشت و خدا دوستش داشت
که از این حبس راحتش کرد
هنوز هم مزه و بوی آش نذری اش که سرتاسر کوچه ی قدیمی ی خانه ی پدریم را بر می داشت زیر زبانم است
هنوز هم آن چادر با گلهای آبی درشت را یادم هست
وقتی در کوچه راه می رفت همه مردان و زنان به احترامش سر خم می کردند
چه زن نازنینی بود …
یادم می آید یک روز توپم در خانه شان افتاد
خاستم بروم بیارمش که دیدم خودش توپ به دست با کلی نخودچی و کشمش آمد در خانه
هم توپ را داد و هم آجیلها را
با همان لبخند پر از مهر همیشگیش
همه را دوست داشت
فرزندانش دریغ که قدرش را نمی دانستند
همه را بدون پدر بزرگ کرد و فرستاد به خارجه برای تحصیل
بعد در تنهایی خودش تنها ماند
بی معرفتها سراغش را نمی گرفتند
زن نازنینی بود
چه روزهایی بود خدایا
می گویند خدا خوبها را می برد
من چرا در این چهارگوشم هنوز
من که دوستت دارم
چرا لایق نیستم
خدا یـــــــــــــــــــــــا!!!!
مگر مرا دوست نداری؟؟؟؟؟
…..
ممنونم
جناب فهیمی عزیز
____________
پاسخ : ممنون از توجه شما دوست عزیز.
درود و سپاس.
____________
پاسخ : ممنون دوست بزرگوارم.
عالیه آقای فهیمی
این عکس رو دوست دارم
____________
پاسخ : از محبت شما ممنون.
سلام ساسان عزيز…
اين فرم منسجم ، آن خط خطي ها كودكانه ، حضور كمرنگ آن انسان زنده و حضور پرنگ آن انسان فوت شده ، چه خوب و شيرين در باب مرگ سخن مي گويند…
مرسي…
____________
پاسخ : ممنون ام امید عزیز.
به عکس آفرین بگویم یا به نوشته ی فوق العاده؟!!
____________
پاسخ : ممنون ام
سلام جناب فهیمی وقت خوش خسته نباشی راستشو بخوای از دیار شما فقط سلیمان گلی رو میشناختم اتفاقی سعادت آشنایی با شما رو پیدا کردم با عکسات خیلی حال کردم یه سربه وبلاگم بزن یه نظر بده.ممنون آدرس وبلاگم:
mahmoodkarimpoor.persianblog.ir
محمود کریم پور
____________
پاسخ : مرسی جناب کریم پور. حتما خدمت می رسم.
سلام وقت خوش ممنونم که به وبلاگم سر زدین و نظر دادین.اتفاقا نظرتونم کارساز و عملی شد.ممنون میشم اگه دوباره سر بزنین و موردی نظر بدین.چند تا عکس هم گذاشتم(البته پا تو کفش بزرگانه)ولی راهنماییم کنید
بازم ممنون.واسه نظراتون.راستی میتونم به سایتتون add بشم؟؟؟
عکس ترکیب فوق العاده و زیبایی داره همه عناصر در خدمت هم هستند و عمق تصور تامل عکس رو پر مایه تر میکند…. برای متنت هم ممنونم مثل همیشه زیبا بود
____________
پاسخ : مرسی دوست جان
بسیار زیباست
دست مریزاد
آقا ساسان
____________
پاسخ : مرسی از حضورتان.
از نگاهت خوشم اومد . مهم اینه که چیزهایی رو ببینی که دیگران بی اعتنا از کنارش میگذرن .
____________
پاسخ : ممنون از حضور شما.