چشم های تلخ
فوریه 14, 2011 | Gallery
.
زمانی پیش از این داستانی نوشته بودم در باره ی اسبی که مورد ظلم و عذابی بزرگ قرار می گیرد . بعد این همه وقت هنوز در عجبم که چگونه چنان تصور نکبت و سیاهی را روی کاغذ آوردم . نگاه آخر اسب در واپسین نفس ها هیچگاه از خاطرم پاک نمی شود .
. . . .
براستی چگونه بعضی لحظات تاریک دغدغه ی ذهن می شوند ودر اکثر اوقات این حالات ، یک جور گسترش خلاقانه ی تصویری در خود نهفته دارد . شاید یک امید کمرنگ در تلاش برای خودنمایی ، ذهن را در تکاپوی خود به رازهایی می رساند ، که برداشتن رنگ نهفتگی از آن ها ، همان خلاقیت نام می گیرد .
. . . .
شاید
. . . .
بعد این همه سال بارها و بارها خود را متصور شده ام ؛ هنوز هم … با دسته گلی در دستم ، درست در همان نقطه ی تاریک لحظه های تلخ چشم های اسبی که ساخته ی افسردگی بود . ساخته ی یک عصر افسرده !
Comments 21



آفرین
____________
پاسخ : مرسی امیدم.
گاهی آدمها آنقدر به یک مسئله فکر می کنند که یادشان می رود آن مسئله واقعی نیست و تکرار می شه و تکرار می شه و آخر سر شک می کنی که حتی خودت واقعی باشی…
زیبا بود
____________
پاسخ : همینگونه است که گفتی . مرسی
فرقی نمی کنــــد
حیوان باشـــــــد
آدم باشـــــــــــــد
انسان باشــــــــد
دشمن باشــــــــد
دوست باشــــــد
رفیق باشد!
…
خدا کند هیچوقت چشم هیچ کس را تلخ نکنی
چشمی که تلخ شود به این زودیهـــــــــــــا …
…
مرسی
____________
پاسخ : مرسی
فضای این اثر را دوست دارم، لمس شدنیست…
عصر افسرده ای را نفس میکشم که تار و پودش بر باد است.
با سپاس.
____________
پاسخ : مرسی دوست عزیز.
اعصابم خورد شد، در اين حد تاثيرگذار بود…
____________
پاسخ : ممنون از حضورتان . . .
ممنونم
____________
پاسخ : سپاس
دلم تنگ عکس هایت، تنهایی و غم زیبایشان بود ساسان
سپاسگزارم
____________
پاسخ : سپاس امیر گرامی.
خیلی این عکست به دل می شینه!
آفرین تاسانم!
ولی عجب جایی بردمت ها، دستم درد نکنه!
____________
پاسخ : مرسی فیروزه من.
سلام … مرسی ساسان جان گمان میکنم کمی از از فضای خالی پایین کم شود عکس منسجم تر میشود
____________
پاسخ : ممنون مهدی جان.
سلام ساسان عزیز ….
انگار همه چیز برای تو ایستاده اند تا ثبتشان کنی .
ممنون دوست خوبم .
موفق باشی ….
____________
پاسخ : برای خودم نکته ای که گفتی در فضاسازی عکس ، مهم جلوه کرده . مرسی امیر عزیز.
ممنون جناب فهیمی برای این عکس زیبا
____________
پاسخ : سپاس از حضور همیشه تان.
سلام و متشكر از ارسال . از عكس ها ي شما و نظرات ديگران درس مي آموزم با ز هم تشكر
____________
پاسخ : ممنون جناب رادپور.
سلام ساسان جان از عكس زيبا و متن ان لذت بردم.مشتاق شدم براي خواندن ان داستان تلخ ااز قلم شيواي تو.
جسارتا احساس ميكنم پايين كادر زياد خاليست.
دستت درد نكنه
____________
پاسخ : مرسی از محبت لذت بخشی که دارید.
در خصوص این عکس .. با کادری بسته تر بیشتر پیش تو ام.
____________
پاسخ : با تمام کادرها پیش توام!
سلام و درود
انسجام تصويري خوبي داره
____________
پاسخ : ممنون جناب آقایی ارجمند.
اندک تشابه بصری بین ساختار ابرها و فرم گردن اسب در کنار انتخاب بهترین لحظه از نکات برجسته عکستان هست. عکس بدون نوشته حاوی معانی متفاوتی ست. نوشته نیز یکی به آنها می افزاید.به گمانم این مسئله به ارزش اثرتان تلنگر میزند.
ممنون ساسان عزیز…
____________
پاسخ : از امیدی که به من می دهی ممنون ام.
و همان گونه که هیچ برگی به زردی نمی گراید مگر با اگاهی خاموش تمامی درخت… دلم گرفت نمیدونم خوبه یا بده ؟ بودن در فضای عکس با نبودن و از دور دیدن خیلی فرق میکنه. موفق باشی.
____________
پاسخ : مرسی عزیزم.
سلام ساسان عزیز
ممنون . موفق باشی
____________
پاسخ : سپاس
سلام
اموزنده است سپاس
____________
پاسخ : لطف دارید.
مرسی
چه خوب تیر خلاص میزنی ساسان بر پیکرم..
____________
پاسخ : سپاس موسی جان.
فضاي خاص و عجيبي رو ثبت كرديد، بيشتر شبيه یك رويا يا خواب و خيال ميمونه…
فضاي عجيبي داره…
____________
پاسخ : مرسی جناب عزیزی.